تبلیغات
divine love - دکلمه و مقالات زیبا در مورد امام حسین(س)
 
divine love
siman

شکر خدا که بوی محرم گرفته ام

 

در کوچه های سینه زنی دم گرفته ام

 

این آبروی نوکری هیئت تو را

 

از دستمال مشکی اشکم گرفته ام

 

دیگر هراس روز قیامت نمی برم

 

وقتی دخیلی از پر پرچم گرفته ام

 

با تربت تو کام دلم را گشوده اند

 

عمری اگر که بوی محرم گرفته ام

شکر خدا که بوی محرم گرفته ام

در کوچه های سینه زنی دم گرفته ام 

این آبروی نوکری هیئت تو را

از دستمال مشکی اشکم گرفته ام

دیگر هراس روز قیامت نمی برم

وقتی دخیلی از پر پرچم گرفته ام

با تربت تو کام دلم را گشوده اند

عمری اگر که بوی محرم گرفته ام

----------------------------------------------

 

بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد

آقا نشد هر آنکه برایت گدا نشد

یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم

حالا که کربلای تو روزی ما نشد

 

-----------------------------------------------------

یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن / تموم حاجتا رو همه ازش می گیرن

بین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکه / شمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عطر مُشکه

شبای جمعه زهرا زائر این زمینه / سینه زن حسینه ، یل ام البنینه . .

 

----------------------------------------------

زینب کجا و خنده ی اشرار؟ یا حسین..! 

زینب کجا و کوچه و بازار؟ یا حسین..!

زینب کجا و مجلس اغیار؟ یا حسین..!

زینب کجا و این همه آزار؟ یا حسین..!

زینب کجا و طشت و سر یار؟ یا حسین..!

در پنجه های بغض گرفتار، زینب است...

------------------------------------------------

پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر 

چون شیشه عطری که درش گم شده باشد ...

--------------------------------------------------------------

 

منظر دل های ماست، کرب و بلای حسین

مرغ دل ما زند، پر به هوای حسین

یک نگه کربلا به بود از صد بهشت

جنت اهل دل است، صحن و سرای حسین

 

دیدن باغ بهشت، مژده به زاهد دهید

زاهد و حور و قصور، ما و لقای حسین 

تربت پاکش بود داروی هر دردمند

دار شفای خداست، کرب و بلای حسین

 

ملک سلیمان بود در نظرش بی بها

آن که گدایی کند پیش گدای حسین 

هرکه رود کربلا بوسه به خاکش زند

بشنود از قدسیان، بانگ و نوای حسین

 

چون به عزاخانه اش پا نهی آهسته نه

بال ملایک بود، فرش عزای حسین 

خنده کنان می رود، روز جزا در بهشت

هرکه به دنیا کند، گریه برای حسین

 

غم نخورد بعد از این، بهر سرای دگر

آن که «شکوهی!» شود، نوحه سرای حسین

 

-----------------------------------------------

 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 حرم عشق کربلا ست و چگونه در بند خاک بماند

 آنکه پرواز آموخته‌است و راه کربلا می‌شناسد

 و چگونه از جان نگذرد آنکس که می‌داند جان بهای دیدار است

  

یاران شتاب کنید...گویند قافله ای در راه است

 که گنهکاران را در آن راهی نیست،

آری گنهکاران را راهی نیست ، اما پشیمانان را می پذیرند.

 

 

 

قصه عشق ما را بایستی با غروب بود تا دانست

و با هوای ابری پاییزان 

و با مرغی كه به ناچار برای میله های بی احساس قفس 

 نغمه سرایی می كند.

 

 

ماجرای غم انگیز ما را در محفل شمع و پروانه بایستی شنید 

و در عمق لبخندهای پیوند خورده با اشك و در آه سوزان سینه های داغ دیده

 

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغی زقفس پریده باشد

پروبال ما بریدندو در قفس گشودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد

--------------------------

بعد از کشیدن جزء جزء کــربـلا

 

حالا نوبت به رنگ زدن خدا می رسد

 

از بین رنگها انتخاب می کند

 

سرخی را برای محاسن حسین

 

و سفیدی را برای موی زینب.

--------------------------------------

بنویسید که جز خون خبری نیست که نیست

 

به تن این همه سردار سری نیست که نیست

 

بنویسید که  خورشید  به  گودال  افتاد

 

و پس از شام غریبان سحری نیست که نیست

 

آتش از بال و پر سوخته جان میگیرذ

 

زیر خاکستر ما بال و پری نیست که نیست

 

یک نفر سمت مدینه خبرش را ببرد

 

پس از این ام بنین را پسری نیست که نیست

 

یا به آن مادر سرگشته بگویید: نگرد!

 

چون ز گهواره ی اصغر اثری نیست که نیست

 

تازیانه به تسلای یتیمی آمد

 

تازه فهمید که دیگر پدری نیست که نیست

----------------------------------

 اینهمه راه دویدم به سوی دلدارم

 

به امیدی كه در این دشت برادر دارم

 

تو دعا كن كه كنار بدنت جان بدهم

 

فكر ِ همراهیِ با شمر دهد آزارم

 

 یك عبا داشتی و خرج علی اكبر شد

 

با چه از روی زمین جسم تورا بردارم

 

 به وداع ِ من و تو خیره بُوَد چشم ِ رباب

 

خواندم از طرز ِ نگاهش كه منم دل دارم

 

 خیز و نگذار كه ما را به اسیری ببرند

 

منكه از راهیِ بازار شدن بیزارم

 

------------------------------------------

 

سر سفرت منو نشوندی حسین

نمکت رو به من چشوندی حسین

اونقدر اقایی که این بده رو

توی روضت بازم کشوندی حسین

 

 ----------------------------------------



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 14 مرداد 1396 06:58 ق.ظ
Hey! I realize this is somewhat off-topic however I needed to ask.
Does managing a well-established blog such as yours require a large amount
of work? I'm brand new to running a blog but I do write in my journal on a daily basis.
I'd like to start a blog so I will be able to share my own experience and thoughts online.
Please let me know if you have any ideas or tips for new aspiring bloggers.
Appreciate it!
جمعه 13 مرداد 1396 10:58 ب.ظ
Everyone loves it when folks get together and share thoughts.
Great blog, continue the good work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ساعت فلش مذهبی دانشنامه عاشورا آیه قرآن